عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
103
معرفة السموم ( فارسى )
از اين علامات باقر نام ارام كرفت و بسيار سست كرديد و از قرارى كه بعد از صحّت تقرير مىكرد در همين حالت سستى مشغول عشقبازى با حوران بهشتى بوده مريض ديكر كه على نام بود و فى ذاته هم در حين صحّت سيئ الخلق بود پس از اين علامات بنا برقص و فرياد و دويدن كذاشت و اين حالات مختلفهء مذكوره به قدر پنج ساعت در هريك از انها به طول انجاميد و از قرارى كه من بعد تقرير مىكردند در اين حالت پنج ساعت از جميع تكلّمات مردم و حكايات خارجيّه مطّلع بودهاند اكرچه در ظاهر مانند اشخاصى بودند كه تازه از خواب پا شده و اعتنا و توجّهى به اشخاص خارج ندارند . چون حقير شروع بمعالجه نمود اين علامات را اثار تحريك دماغ دانسته لهذا ضماد ضمير خردل بتحت قدمين انداخته و طلاء محلول نوشادر در سركه به روى جبهه نموده و پارچههاى يخ خورانيده و رشّ ماء بارد به صورت تجويز نمودم و بعد از ربع ساعت از اين اعمال